لوتی دست خوش ما هنوز غریبه ایم.
قبل نوشت: من خودم به شخصه از موقعی که بچه ها ( احمد و جوجو ) وبلاگ نویسی رو شروع کردند و به دوستان اطلاع دادند ( بهمن ماه84 ) با این محیط بطور جدی برخورد کردم. در طی این مدت با انتقاد های محکمی بر ضد وبلاگ نویسان مواجه شدم. این مطلب انتقادیست به دوستانی که صرفا از دید انتقادی به وبلاگ نویسی نگاه میکنند.
دست نوشت:
1- عده ای بر این باورند که "عقده های روانی و حرفهایی که همیشه از زدن آنها واهمه داشتیم (میترسیدیم یا خجالت میکشیدیم) یا مجالش را نداشتیم ( از نظر فرصت زمانی و مکانی ) میتواند اولین دلیل برای نوشتن باشد." اما مطمئنا تنها دلیل نیست. در ثانی مگر چه اشکال دارد که از این موقعیت بهره بگیریم. تو خجالت میکشیدی عقیده ای رو جایی بیان کنی، اینجا بازگو میکنی، مخاطبین راهنمایی ات میکنند که آن نظر را تکمیل و اصلاح کنی. از این جهت عقده شده که تو دلم مونده. چرا میخواهی باز عقده ای باشم؟
2- شخصیت پردازی نویسندگان و شکل گرفتن شخصیتی خارج از واقع در دنیای مجازی دومین اشکالیست که جامعه شناسان محترم از وبلاگ نویسی گرفته اند. در جواب این دوستان هم باز متذکر میشوم. نمیگوییم اینچنین نیست. اما مگر غیر ازاین است که تمام جوانب شخصیتی ما بر اثر الگو پذیری و تصور ابتدایی آن در ذهن شکل گرفته. چه اشکال دارد در اینجا هم تمرینی برای واقع صورت پذیرد. بجای انتقاد از این وضع به راهکار برای الگو پذیری و اینکه چطور شخصیت را از مجاز به واقع بیاوریم میپرداختید.
3- وبلاگ نویسی حضور حماسی در جامعه مجازی. "حماسي به اين دليل كه حضور در فضاي مجازي همچون كشف قاره جديد به حماسه براي فتح قلمروهاي ناشناخته حاجت دارد و همچون اقليتها يا ماجراجويان اروپائي كه در موطن اوليه خود از موقعيت مناسب برخوردار نبودند و به همين دليل مهاجرت به سرزمين ناشناخته( قاره امريكا) را برگزيدند، وبلاگ نويسي نيز نوعي كوچ فرهنگي از موطني است كه جايگاه مناسبي براي حضور اقليتهاي فرهنگي اجتماعي در آن وجود ندارد. كوچيدن از قلمرو واقعيتها به عرصه مجاز"
آیا جامعه شناسی صرفا بیان واقع است؟ آیا راهکار نیاز نیست؟ این کوچ فرهنگی به چه دلیل شکل گرفته؟ بهتر نبود به دلایل و رفع کوچ پرداخته شود. به مسیر های صحیح کوچ فرهنگی. تا اینکه انتقاد باشد. چرا انتقاد را با پیشنهاد همراه نمیکنیم.
4- "زنان در مقابل اقتدار مردانه جامعه و جوانان در برابر اقتدار جامعه بزرگسالان ، هردو در موقعيتي فرودست قرار دارند. هردو از امكانات و پتانسيلهائي براي خود بيانگري در متن جامعه دچار محدوديتهائي هستند. هردو درگير جدالهاي ناشي از نابرابريهاي جنسيتي و سني هستند. اين موقعيت جامعه واقعي است كه اين دو قشر را به جهاني مجازي پرتاب ميكند"
همه جوابیه های من تکراریست. نمیگویم اینطور نیست. اما همیشه نیست و ثانیا چه اشکالی دارد، که حرفها را بشنویم. شاید حرفی برا گفتن داشته باشند.
5- "ميل به سرگرداني و به گمنامي در عين حال ميل به شناختهشدن، از تضادهاي عميق در زندگي روزمره زنان و جوانان وبلاگ نویس حكايت دارد."
اگر از خودت بنویسی میگن شخصی و روزمره و پست مینویسه. اگر نگی میگن شخصیتش رو قایم کرده. اگر نخواهی حرف بقیه رو بشنوی میگن مغروره اگه بخواهی بشنوی میگن عقده داره، مورد توجه واقع شه. شما بگید آدم با این جامعه شناس ها چه کار کنه؟
6- صرفا پرکردن اوقات فراغت. عده ای بر این عقیده اند که وبلاگ نویسی صرفا یک خاطره نویسی بلاگر است و بار علمی و فرهنگی خاصی ندارد. لازم است یادآور شوم پیش بینی میشود همانطور که هر شخص در حال حاضر یک میل دارد، در چند سال آینده هر شخص حداقل یک وبلاگ داشته باشد. آنچه که در حال حاضر نامطلوب است نحوه استفاده نادرست از وبلاگ میباشد نه خود وبلاگ. که در این قضیه (نامطلوب بودن) عوامل زیادی دخیل بوده اند. که به مهمترین آن: تمایل دولتمردان دیجیتال به رشد زبان فارسی در اینترنت میتوان اشاره کرد ( تو خود این قصه مفصل بخوان)
7- بار علمی کم و هزینه گزاف مجلات و نبود مجلات تخصصی کافی موجب رشد روز افزون وبلاگ گردی شده. من خودم به شخصه ترجیح میدهم نیم ساعت جستجو کنم و دو تا وبلاگ پیدا کنم و بخونم تا اینکه مجلات مزخرف خانوادگی را مرور کنم.
8- در جامعه ای که رشد فرهنگی آن با کمی اغراق در حد صفر است ( نگفتم منفی، اما جدا منفیست) وقتی در تلویزیون و سینما و سایر پدیده های جمعی شاهد بار علمی فرهنگی خیلی کم هستیم، وقتی نهادی بر آن نظارت دارد وضعش آن است. شما توقع دارید وبلاگ ها عالی عمل کنند؟
9- خوب به جماعت جوان و زنان که مورد نقد اصلی هستند، نگاه کنیم میبینیم که این قشر درحال حاضر با نوعی پس زدگی مطالعاتی مواجه شده. ( به دلیل در دسترس نبودن نوع خاص اطلاعات که او نیاز داشته) چرا این فرصت را از آنان بگیریم. بگذاریم خود آن محتوا را تولید کند.
10- ابتذال نویسان و قرنطینه گاهشان:
بگذاریم ابتذال نویسان همینجا بنویسند و با مخاطبان خاص خودشان. اینها هر جا باشند همین اند. بگذارید در قرنطینه خودشان زندگی کنند.
پس نوشت: قبول دارم که جوابیه هام بیشتر از آنکه پشتوانه علمی داشته باشند، احساسی بودند. اما دوستان منتقد هم بدانند آنها هم بهتر بود قبل از نوشتن انتقاداتشان، وبلاگی را اداره میکردند و یا لااقل چند وبلاگ صاحب نظر و مفید را بازدید میکردند.
+ نوشته شده توسط غریبه در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت
11:49 |