تبليغاتX
راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر

قبل نوشت: سلام به همه دوستان که با نظرات خوبشون لذت وبلاگ نویسی رو برام چند برابر میکنند.

امروز بیایید بیشتر در مورد ابزار جانبی وبلاگ ها برای بالابردن کیفیت آنها بدانیم.بلاگ رولینگ

یکی از دغدغه های یک بلاگر اینه که به دوستانش اعلام کنه من مطلب جدیدی در وبلاگ قرار دادم. و نخواهد برای این موضوع به تک تک آنها سر بزنه. یکی از راه ها ( پر طرفدارترینش )، سایت بلاگ رولینگه. شما در این سایت بصورت مجانی عضو میشوید و بعد از هر آپ کردن سایتتون یک پینگ میزنید و در اینصورت تمام دوستانتان از آپ بودنتان مطلع میشوند.

در این نوشتار به این موضوع پرداخته شده.  

از صفر صفر شروع میکنیم. ادامه مطلب بلاگ رولینگ.

 

 

 جمله نوشت:

1- بزرگترين خطر هنگام به وجود آمدن  تغييرات ، خود تغييرات نيستند ؛ بلكه عمل كردن با منطق ديروز است .

2- مديران امروز بايد نا پيوستگي ها را مديريت كنند. (پيتر دراكر)

3- جهان و محيط اطرافمان در حال تغيير است و در چنين شرايطي هيچ چيز خطرناك تر از دل بستن به كاميابي هاي ديروزنيست. (الوين تافلر)

4- خلاقيت يعني 1 درصد الهام و 99 درصد عرق ريختن. (اديسون)

5- قانون هميشه از نوآوري عقب تر است. (چارلز هندي)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط غریبه در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 21:11 |

لوتی دست خوش ما هنوز غریبه ایم.

قبل نوشت: من خودم به شخصه از موقعی که بچه ها ( احمد و جوجو ) وبلاگ نویسی رو شروع کردند و به دوستان اطلاع دادند ( بهمن ماه84 ) با این محیط بطور جدی برخورد کردم. در طی این مدت با انتقاد های محکمی بر ضد وبلاگ نویسان مواجه شدم. این مطلب انتقادیست به دوستانی که صرفا از دید انتقادی به وبلاگ نویسی نگاه میکنند.بنده خدا هنوز له نشده

دست نوشت:

1- عده ای بر این باورند که "عقده های روانی و حرفهایی که همیشه از زدن آنها واهمه داشتیم (میترسیدیم یا خجالت میکشیدیم) یا مجالش را نداشتیم ( از نظر فرصت زمانی و مکانی ) میتواند اولین دلیل برای نوشتن باشد." اما مطمئنا تنها دلیل نیست. در ثانی مگر چه اشکال دارد که از این موقعیت بهره بگیریم. تو خجالت میکشیدی عقیده ای رو جایی بیان کنی، اینجا بازگو میکنی، مخاطبین راهنمایی ات میکنند که آن نظر را تکمیل و اصلاح کنی. از این جهت عقده شده که تو دلم مونده. چرا میخواهی باز عقده ای باشم؟

2- شخصیت پردازی نویسندگان و شکل گرفتن شخصیتی خارج از واقع در دنیای مجازی دومین اشکالیست که جامعه شناسان محترم از وبلاگ نویسی گرفته اند. در جواب این دوستان هم باز متذکر میشوم. نمیگوییم اینچنین نیست. اما مگر غیر ازاین است که تمام جوانب شخصیتی ما بر اثر الگو پذیری و تصور ابتدایی آن در ذهن شکل گرفته. چه اشکال دارد در اینجا هم تمرینی برای واقع صورت پذیرد. بجای انتقاد از این وضع به راهکار برای الگو پذیری و اینکه چطور شخصیت را از مجاز به واقع بیاوریم میپرداختید.

3- وبلاگ نویسی حضور حماسی در جامعه مجازی. "حماسي به اين دليل كه حضور در فضاي مجازي همچون كشف قاره جديد به حماسه براي فتح قلمروهاي ناشناخته حاجت دارد و همچون اقليتها يا ماجراجويان اروپائي كه در موطن اوليه خود از موقعيت مناسب برخوردار نبودند و به همين دليل مهاجرت به سرزمين ناشناخته( قاره امريكا) را برگزيدند، وبلاگ نويسي نيز نوعي كوچ فرهنگي از موطني است كه جايگاه مناسبي براي حضور اقليتهاي فرهنگي اجتماعي در آن وجود ندارد. كوچيدن از قلمرو واقعيتها به عرصه مجاز"

آیا جامعه شناسی صرفا بیان واقع است؟ آیا راهکار نیاز نیست؟ این کوچ فرهنگی به چه دلیل شکل گرفته؟ بهتر نبود به دلایل و رفع کوچ پرداخته شود. به مسیر های صحیح کوچ فرهنگی. تا اینکه انتقاد باشد. چرا انتقاد را با پیشنهاد همراه نمیکنیم.

4- "زنان در مقابل اقتدار مردانه جامعه و جوانان در برابر اقتدار جامعه بزرگسالان ، هردو در موقعيتي فرودست قرار دارند. هردو از امكانات و پتانسيل‏هائي براي خود بيانگري در متن جامعه دچار محدوديتهائي هستند. هردو درگير جدالهاي ناشي از نابرابريهاي جنسيتي و سني هستند. اين موقعيت جامعه واقعي است كه اين دو قشر را به جهاني مجازي پرتاب مي‏كند"

همه جوابیه های من تکراریست. نمیگویم اینطور نیست. اما همیشه نیست و ثانیا چه اشکالی دارد، که حرفها را بشنویم. شاید حرفی برا گفتن داشته باشند.

5- "ميل به سرگرداني و به گمنامي در عين حال ميل به شناخته‏شدن، از تضادهاي عميق در زندگي روزمره زنان و جوانان وبلاگ نویس حكايت دارد."

اگر از خودت بنویسی میگن شخصی و روزمره و پست مینویسه. اگر نگی میگن شخصیتش رو قایم کرده. اگر نخواهی حرف بقیه رو بشنوی میگن مغروره اگه بخواهی بشنوی میگن عقده داره، مورد توجه واقع شه. شما بگید آدم با این جامعه شناس ها چه کار کنه؟

6- صرفا پرکردن اوقات فراغت. عده ای بر این عقیده اند که وبلاگ نویسی صرفا یک خاطره نویسی بلاگر است و بار علمی و فرهنگی خاصی ندارد. لازم است یادآور شوم پیش بینی میشود همانطور که هر شخص در حال حاضر یک میل دارد، در چند سال آینده هر شخص حداقل یک وبلاگ داشته باشد. آنچه که در حال حاضر نامطلوب است نحوه استفاده نادرست از وبلاگ میباشد نه خود وبلاگ. که در این قضیه (نامطلوب بودن) عوامل زیادی دخیل بوده اند. که به مهمترین آن: تمایل دولتمردان دیجیتال به رشد زبان فارسی در اینترنت میتوان اشاره کرد ( تو خود این قصه مفصل بخوان)

7- بار علمی کم و هزینه گزاف مجلات و نبود مجلات تخصصی کافی موجب رشد روز افزون وبلاگ گردی شده. من خودم به شخصه ترجیح میدهم نیم ساعت جستجو کنم و دو تا وبلاگ پیدا کنم و بخونم تا اینکه مجلات مزخرف خانوادگی را مرور کنم.

8- در جامعه ای که رشد فرهنگی آن با کمی اغراق در حد صفر است ( نگفتم منفی، اما جدا منفیست) وقتی در تلویزیون و سینما و سایر پدیده های جمعی شاهد بار علمی فرهنگی خیلی کم هستیم، وقتی نهادی بر آن نظارت دارد وضعش آن است. شما توقع دارید وبلاگ ها عالی عمل کنند؟

9- خوب به جماعت جوان و زنان که مورد نقد اصلی هستند، نگاه کنیم میبینیم که این قشر درحال حاضر با نوعی پس زدگی مطالعاتی مواجه شده. ( به دلیل در دسترس نبودن نوع خاص اطلاعات که او نیاز داشته) چرا این فرصت را از آنان بگیریم. بگذاریم خود آن محتوا را تولید کند.

10- ابتذال نویسان و قرنطینه گاهشان:

بگذاریم ابتذال نویسان همینجا بنویسند و با مخاطبان خاص خودشان. اینها هر جا باشند همین اند. بگذارید در قرنطینه خودشان زندگی کنند.

 

پس نوشت: قبول دارم که جوابیه هام بیشتر از آنکه پشتوانه علمی داشته باشند، احساسی بودند. اما دوستان منتقد هم بدانند آنها هم بهتر بود قبل از نوشتن انتقاداتشان، وبلاگی را اداره میکردند و یا لااقل چند وبلاگ صاحب نظر و مفید را بازدید میکردند.

 

+ نوشته شده توسط غریبه در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 11:49 |

از نظر محتوا:

1- چه خوب بود که موجز نویسی را سرلوحه کار خود قرار میدادیم.

 

2- در نوشتارهایمان فرق نظریه و قضیه و همچنین عقیده شخصی و حقیقت محض را رعایت کنیم. جوری ننویسیم که در راه ابتذال حقیقت گام برداریم.

 

3- گاهی در نوشتارهای ما بدلیل کلی بودن نوشتار، به قسمتی از جامعه توهین می شود. چه خوب میشود در پایان همان نوشته از آن دوستان قلیلی که جز انتقاد نیستند، معذرت خواهی کنیم. تا موجب دلگرمی باشد برای ادامه به کار سختشان که دارد از حالت عرف خارج میشود. اینطوری دید منفی هم به جامعه تزریق نمیکنیم.

 

4- همیشه سعی کن سریالی بنویسی، این حداقل یک سود دارد. وقتی تو قسمت اول تا سوم سریال را مینویسی در واقع از دانسته های قبلی ات استفاده میکنی اما در قسمت های بعدی باید مطالعه کنی تا نامربوط نگفته باشی و فراموش شده ها را بازبینی کنی.

 

5- همیشه دوست داشتم وقتی پست الکترونیکم یا یاهو مسنجر را باز میکنم شاهد پیشنهاد یا انتقاد به وبلاگ باشم. این قسمت در واقع برای این در نظر گرفته شده که انتقاد را به آنجا بفرستی. اما از آنجائیکه ما ایرانی ها درست انتقاد کردن را بلد نیستیم. در ملا عام( نظرات) انتقاد میکنیم، و از مسنجر برای به روز بودن استفاده میکنیم.

 

نظر دهی:

6- نقد و بررسی را با توجه به اقتضای محیط و سن طرف انجام دهیم. درست است که وبلاگ شبیه رینگ آزاد است. اما جوانمردی را فراموش نکنیم. اگر نمیتوانیم کمکش کنیم که رشد سریعتری داشته باشد. با تحقیر سرکوبش نکنیم. در ضمن کوچکتر ها هم شاخ و شونه نکشند. هر چی باشه اونی که بزرگتره دو تا چیز از ما بیشتر شنیده و دیده. برا همون ها حتی اگر در راستای بحث ما نباشه احترام قائل باشیم. (حساب این وبلاگ جداست چون هدفش به چالش کشیدن و بازسازیه)

 

7- وبلاگ دیگران و قسمت نظردهی مطلب جای چت شما نیست. اگر موضوعیت بحث شما پیرامون آن مطلب است، عالیست. اما اگر به اختلاف نظرهای خود میپردازید محیط وبلاگِ دیگری را برای این منظور انتخاب نکنید.

 

8- چه خوب بود که وقتی با نوشته خوب و دلنشینی بر میخوردیم از نویسنده آن تشکر میکردیم. تا موجب دلگرمی آن نویسنده شود برای ادامه مسیرش. لازم به اغراق نبود. آنچیزی که نوشته را از دید تو جالب کرده بود رو برای نویسنده یادآوری کن. اینطوری حداقل خط میدهی و در یک نظر سنجی غیر مستقیم شرکت کردی تا نویسنده بداند روی چه نقاطی بیشتر کار کند.

 

9- چه اشکالی دارد برای نوشته های قبلی نظر بدهید. مطمئن باشید که نویسنده وبلاگ برای نوشته هایش که وقت گذاشته حاضر است نظرات آنرا مرور کند.( البته نه در حد افراط بلکه بازخوانی آن و جواب دادن به آن در صورتیکه درخور نکته ای باشد ) پس شمایی که میگویید من در آف لاین وبلاگ میخوانم و نمیتوانم نظر دهم در مراجعه بعدی خود که میتوانید نظر دهید حتی اگر آن وبلاگ بروز شده باشد. این کار شما در واقع هزینه ایست که شما میتوانید برای خواندن مطلب قشنگ و مفید بپردازید.

 

10- اگر دنبال مخاطب قوی و وفاداری، باید به وبلاگ آنها بروی و مطالبشان را بخوانی و نظر بدهی. مطمئن باش که نه تنها برای بدست آوردنشان وقتت را تلف نکردی، که نکات زیادی نیز از آنها یاد میگیری.

اگر دنبال بازدیدکننده (صرفا کمیت نه کیفیت) هستی اسمت را عوض کن. و بهروز بنام و هرجا میروی بنویس من به روزم.

 

11- اگر از وبلاگی خوشت نیامد، کسی برایت کارت دعوت نفرستاده، برو. نیازی نیست به نویسنده بد و بیراه بگویی. اگر هدفت کمک به بهبود محتواست جای بد و بیراه دلایل نقص و راه های بهبود را بگو.

 

 

لینکستان:

12- از روشهای نکوهیده لینک دهی این است که قبل از اینکه لینکت به لینکستان وبلاگی اضافه شود هر رزو به آنجا سر بزنی و نظر بدهی. اما وقتی اضافه شدی دیگر...

راستی چرا ما عادت نداریم با کسانی که تازه کارند یا کم بیننده هستند تبادل لینک کنیم؟ غیر از این است که شما به کمک یک وبلاگ پربیننده، بزرگ شدید. حالا هم شما دست دوستی دیگر را بگیر.

 

13- اگر بعد از مدتی متوجه شدیم این وبلاگ آنچیزی که در قبل مینمود نیست، قبل از اقدام به حذف لینک با نویسنده وبلاگ مکاتبه نماییم و ازو درباره رویکرد جدیدش جویا شویم و سپس اقدام به حذف لینک نماییم. همچنین از حذف لینک نهراسیم که گاهی اوقات میتوان خوشحال هم شد که اینان دوستان همرنگ نبوده اند.( از همان دسته رودربایستی و ... )

 

14- یکی از موارد استفاده وبلاگ این است که اگر مطلب جالبی در اینترنت دیدیم و خواندیم، آنرا به دوستانمان معرفی کنیم. یا میتوانیم در خود مطلب تحت عنوان جدا از مطلب خودمان به آن اشاره کنیم( لزوما نباید مرتبط باشد) و یا میتوانیم از قسمت پیوند های روزانه استفاده نماییم.

 

دوست عزیز آقای امیررضا نوشته اند:

1- عدم ایجاد مزاحمت در قسمت نظرات یا در میل باکس یا در مسنجر که من به روزم بیا سر بزن.

2- نه لينک گدايی کنيم و نه برای گرفتنش تپانچه به سينه‌ی مردم بگذاريم.

3- سعی کنيم با ديگران همانطور رفتار کنيم که می‌خواهيم با ما رفتار کنند:

وقتی میخواهی بی ربط بگی جسور باش و با نام خودت حرف بزن یا اصلا نگو.

4- در واکنش به نوشته‌های ديگران از خود ملايمت و نرمش نشان بدهيم.

5- در ساخت صفحه‌ی وبلاگ خود سعی کنیم( حذف موارد زاید و بهبود ظاهری وبلاگ و کاربردی تر)

6- سعی کنيم تا جايی که می‌شود از خطاهای فاحش تايپی، املايی و دستوری پرهيز کنيم.

7- به حقوق ديگران و ارزش ذوق و ابتکار آنان در خلق اثرهايشان احترام بگذاريم.(رعایت حق کپی)

 

+ نوشته شده توسط جوجو و احمدرضا در شنبه نهم اردیبهشت 1385 و ساعت 9:32 |

سلام. دیروز یکی از دوستان در خواست کرد در مورد نحوه قرار دادن موزیک در صفحه توضیحاتی بدهم. من گفتم میتونید از دوستانیکه کد نویس هستند بگیرید. اما گفتند از کپی پیست خوششون نمی یاد. از اونجائیکه شاید خیلی از شما دوستان هم این موضوع برایتان جالب باشد توضیحات مفصل خلاصه ای میدهم. چون عقیده دارم که صرفا نباید کپی کار بود. و باید دانست چطور تغییرات لازم را در هر قسمت داد من هم بطور کامل هر قسمت را توضیح میدهم.

1-      مدیا پلیر

2-      صرفا پخش فایل صوتی با دکمه شروع و قطع موزیک

3-      پخش فایل صوتی بصورت رندوم با دکمه قطع و وصل موزیک

 

پی نوشت: اگر دفعه پیش کد ها رو نمی دیدید حالا اصلاحشون کردم. موفق باشید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط جوجو و احمدرضا در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385 و ساعت 17:16 |

 

خود وبلاگ بزرگ بيني :

يكي از رايج ترين ويروسهاي عرصه وبلاگ نويسي همين ويروسه ، كه نويسنده فكر ميكنه وبلاگ اون تهشه و از نظر زيبايي در اوج غافل از اينكه عكسهاش سايز استاندارد ندارند  ( كاري به جنبه سليقه ايش ندارم از نظر سايز و همخوني با مطالب منظورمه ) . فكرميكنه مطالبش در انتهاي فصاحت و بلاغت اند باز غافل از اينكه حتي نميشه مطلبشو خوند. خود نويسنده  مفهوم تو ذهنشه ، فكر ميكنه ، متنش رو بقيه هم راحت ميخونند و ميفهمند . هر سري نوع و سايز فونت هاش يه چيزند . با اين همه باز فكر ميكنه آخرشه .

 

نداشتن تعهد نويسندگي :

شكي نيست همه ما مدير مسئول خودمونيم . اما من هميشه قبل از اينكه بخوام مطلبي رو ارسال كنم از خودم ميپرسم نكنه اين حرفم ضرري داشته باشه . فكري رو مريض كنه . خيلي ها رو ديدم وقتي خودشون به يك مساله بغرنج ميرسن ميخوان بقيه رو هم مريض كنند . عزيز دلم چه كاريه . خودت وقتت رو ، روي اين مساله هدر دادي . كاري به بقيه نداشته باش. اگه ميخواي بگي كه ميخوام اون به اين دردم مبتلا نشه ، نترس نميشه . حداقل تو اينطوري نكنش . پس بيايم راجع به چيزايي بگيم كه باور داريم نه چيزهايي كه ميخواهيم ردشون كنيم .

 

بي محتوايي ( فهرستم چيزه خوبيه ) :

يكي شخصي مينويسه ، يكي عاشقانه ، يكي مذهبي و .... . آخه چه كاريه وقتي دانلود موزيك داري بياي تو بخش عرفان و انديشه ؟

راجع به انديشه هم بگم . انديشه ي مفيد رو بگيم . من ديدم طرف رفته خونه خاله اش اومده نوشته ، اونجا بودم به فلان انديشيدم . باريك ا... . خوبه جاي ديگه اي نيانديشيدي ! (خيلي دلم ميخواست آدرسشو ميذاشتم كه ببينيد ، اما صحيح نيست )

اون يكي اراجيف ميگه اسمشو گذاشته فلسفه . دريغ از كمي فلسفه حتي چيزي كه اسمشو فكر گذاشت . افتخار هم ميكنه . كتاب پر بهاي آيات شيطاني ! حيف كه نميخوام وارد مسائل حاشيه اي شم . اما كاش حداقل خودت يك بار خونده بوديش بعد ميگفتي گرانقدر و ... . نميخواد تو فكر كني كاش حتي چشمهاتو باز كني . ( دنبال طرفداري از عقيده اي نيستم اما ميگم دنبال كوبيدن هم نباشيم )

 

كپي برداري :

يه سري چيزها هست كه عموميه . مثلا متن قشنگي از يك بزرگي . نميشه برا اين كپي رايت گذاشت . برو كپي كن حالشم ببر .

اما پررو پررو ميري شعر طرف رو بر ميداري ميزني تو وبلاگت ، افتخار هم ميكني ؟ تازه ميخواي كه بقيه هم نظر بدن ؟

من خودم طرفدار اوپن سورسم . اما برا بعضي چيزها نميشه اين طور بود . بعدا ميگيم ما چرا آزادي نداريم . همينه ديگه چون خيلي هامون كم ظرفيت هستيم .(چطور به اين نتيجه رسيدم خودم هم نميدونم )

 

خود عالم بيني :

هدف خيلي ها از اينجا اومدن (عرصه وبلاگ نويسي ) ، به اشتراك گذاشتن اطلاعات و بلند بلند فكر كردن هستش . گفتن و شنيدن خيلي حرفها كه شايد نميتونيم خارج از اينجا بگيم ( شايد ترس از شهرت بقول بروبچ ) و... . از اونجائيكه نويسندگان حداقل توانايي در بيان مطالب داشتن و حداقل آگاهي در مورد شرايطي پا بدينجا نهادند يك مورد ويروس خطرناك بوجود اومده و اون هم اين كه نويسنده فكر ميكنه ديگه نيازي به مطالعه نداره . نيازي نيست به بقيه سر بزنه و از اونها چيز ياد بگيره . فقط فكر ميكنه اونه كه بايد ياد بده . ويروس جهش يافته اي هستش . مواظبش باشيد . علامتش هم اينه كه ميزان سندت از رسيوت (‌ ارسال از دريافت ) خيلي بيشتر ميشه . مثله ويروس Nimda خدا بيامرز .

 

از ويروسها گفتيم بزاريد يك ميكروب (كرم) هم معرفي كنم :

ميكروب عدم پيوستگي :

يه نكته اي كه خيلي از ما رعايت نميكنيم و خودم به شخصه دنبالشم كه از اين به بعد بيشتر رعايت كنم اينه كه :‌ يه بحث مطرح ميشه . نظرات مختلف مياد و سئوالات جديدي هم مطرح ميشه . اما ديگه دنبالش رو نميگيريم . ميريم تو يه فاز ديگه . بهتره كه پيوستگي مطلب تا گرفتن نتيجه مطلوب رو مد نظر قرار بديم . اين خوبه كه وبلاگمون چند بعده باشه . اما بهترين ها هميشه اونهايي هستند كه صرفا بر يك چيز تكيه كرند و جلو رفتند . و يك جنبه ديگه اش اين ميشه كه مخاطب با اين همه پراكندگي بخوبي نميتونه ارتباط برقرار كنه . ( گوش كن احمد اينقدر ننويس (چشمك ))

بهم نگيد خودت رعايت نميكني . گفتم از اين به بعد دنبالشم كه پيوستگي رو بيشتر رعايت كنم . و در مورد تنوع بايد بگم . من مطالبم تا اينجا بيشتر پيشنهادي ، انتقاديه . اگه روزي بخوام بنويسم حتما اين موضوع رو لحاظ ميكنم .

 

ويروسها و كرمهاي عرصه وبلاگ بيشمارند . اما از اونجاييكه وارد حيطه شخصي طرف ميشه ، نميشه كاملا بررسي كردشون . طرف ميگه عشقم كشيده اينطوري باشم . برا همين ما هم وارد اون مباحث نميشم . اينها عام بودن . دنبال اين هستم كه آنتي ويروس وبلاگها شم . بهم راي بديد . ( چشمك ) ميدونيد الان فكر ميكردم كه به بلاگفا پيشنهاد بديم يه امتياز دهي برا وبلاگها نه بر حسب تعداد بازديد بلكه بر حسب امتيازدهي مخاطبان بذاره . جالب ميشه . اينطوري خيلي چيزها بهتر شناخته ميشه . احتمالا من آخر ميشم چون همش دارم انتقاد ميكنم .

 

ما در این انبار گندم می کنیم               گندم جمع آمده گم می کنیم

می نیندیشیم آخر ما به هوش             کین خلل در گندم است از مکر موش

موش تا انبار ما حفره زده است             وز فنش انبار ما ویران شده است

اول ای جان دفع شر موش کن               وآنگهان در جمع گندم جوش کن

گر نه موشی دزد در انبار ما است          گندم اعمال چل ساله کجاست

ریزه ریزه صدق هر روزه چرا                   جمع می ناید در این انبار ما

+ نوشته شده توسط جوجو و احمدرضا در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384 و ساعت 18:5 |

برخورد افراد مختلف در وبلاگ :

  • زودگذرهای مزاحم
  • زودگذرهای دل نشین
  • دوستان همراه
  • دوستانی که از سر رودربایستی می آن

1-      اومدن به وبلاگت كه فقط بگن به  اونها سر بزني كه تقسيم ميشن به چند دسته :

a.       بعضي ها خونده يا نخونده ميگن قشنگ بود به ما سر بزن .

(  شايد بپرسيد كه مگه بده كه بگي به ما سر بزن يا بگي قشنگه شايد واقعا قشنگ بوده . نه اصلا بد نيست اما وقتي مهمون دعوت ميكني بايد وسائل پذيرايي فراهم باشه . حداقل با يك مطلب جالب نه كپي يه مطلب خاك خورده كه بارها و بارها تو وبلاگ ها ديديم . اينجا معلوم ميشه مطلبتو خوندن يا نخوندن اگه وبلاگشون بي محتوا باشه معلومه نخوندن و الكي نوشتن قشنگ بود)

b.    اينها باحالند . نه خودشونو خسته ميكنند نه صاحب وبلاگ رو . يه راست مينويسند . بيا وبلاگم ضرر نمي كني . كار خاصي لازم نيست كني چون مطلبتو احتمالا نخوندن تو هم برو بنويس اومدم بازم بيا و اين بازي ادامه دارد .( من به شخصه اين دسته نظرات رو پاك ميكنم )

2-      افرادي كه تو به وبلاگشون سر زدي . و يه جورايي اومدن حالي كه بهشون دادي رو جبران كنند .

a.    بعضي هاشون مغرورند كه متنفرم ازشون و اگه يكي از اينها به بلاگ من بياد پاشو قلم ميكنم( نظرشو پاك ميكنم) . انگار سر زدن به وبلاگ بقيه افت داره براشون . اومده بودي وبلاگم ( انگار تنها وبلاگ نويس دنيا اند ) گفتم بيام وبلاگت بگم كه باز هم بيا راستي نظرتو خوندم مرسي كه نظر دادي . عجب بچه پررو هايي . حتي زحمت نميكشند كه وبلاگت رو نگاه كنند . فقط اومدن كه بگن باز هم بيا و اينكه لينكشونو تو قسمت نظرات تو ثبت كنند كه بقيه هم ببينند .

b.       بعضي ها ميان كه تو باز بري يه بازي شروع ميشه بازي كه بايد بهم بگيد قشنگ بود .

3-      اين دسته اگر مطلب جالبي داشته باشند به بلاگ هاي ديگه ميروند و دعوت ميكنند

a.       اگه مطلب جالبي داشته باشي ميخونند و اظهار نظر ميكنند . همين خود براي دعوت كافيست .

b.    اگه به هر دليلي براي مطلبي كه داري نظري نداشته باشند . خودكشي نميكنند كه يه چيزي بگن . خيلي راحت بهت ميگن مثلا من فلان چيزرو در وبلاگم دارم . خواستي بيا ببينش .

4-   بعضي وقتها هم پيش مياد كه به وبلاگي ميرسيد خوشتون مياد . نظر ميدهيد . صرفا بخاطر مطلبش نه اينكه بگي بيا و بعضي وقتها ميخوني و نظري نداري ،  اما مطلب جالب بوده . پس از اونجاييكه يكي از دلگرمي هاي وبلاگ نويسها نظرات بازديد كنندگانه براش بنويس كه قشنگ بود . حسن نيت تو بازديد هاي بعديته . اگه فقط يكبار باشه معلومه كه الكي بوده .

 

اگه تو وبلاگم دنبال اين نبودم كه بعضي جواب ها رو از شما بشنوم هيچگاه نظر دهي رو فعال نميكردم .

+ نوشته شده توسط جوجو و احمدرضا در پنجشنبه یازدهم اسفند 1384 و ساعت 23:41 |